X
تبلیغات
مهرانه

مهرانه

مکتب عشق

عكسهاي عروسي ترسناك!

 
                                   عكسهاي عروسي ترسناك!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:54 PM  توسط ژابیز  | 

آدم های عجیب

عکسهایی ناجور از دختر و پسرهای عجیب و غریب

1

2

 

4

5

6

7

8

9

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:49 PM  توسط ژابیز  | 

اعداد انسانی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 9:45 PM  توسط ژابیز  | 

عكسي از وسعت امپراطوري پرشيا در 500 سال قبل از ميلاد

 

تصوري از اتاق كوروش كبير

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:11 PM  توسط ژابیز  | 

7آبان روز جهاني كوروش كبير - روزي به افتخار ايرانيان

۷آبان روز جهاني كوروش كبير - روزي به افتخار ايرانيان

۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.

 اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.

" اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم : تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايند .من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيردو بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غصب ننمايد ،و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد . مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است .اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران .

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه به عهده گرفته ام ، موفق گرداند."

كلمه كوروش به معناي خورشيد وار ( كور = خورشيد) و( وش = مانند) مي باشد .ايرانيان كوروش را "پدر" و يونانيان كه ممالكشان را فتح كرده بود" سرور"و يهوديان كه آزادي را به ايشان بازگردانده بود" مسح كننده"و بابليان اورا" مردوك به منزله مورد تاييد" مي ناميدند.
تبار كوروش از پدر به پارس ها و از مادر به مادها مي رسد.

اشيتو و يگو  پادشاه ماد شبي خوابي در مورد دخترش ماندانا مي بيند ، براي وي آنگونه تعبير كردند كه از دخترت فرزندي زاده مي شود كه بر مادها غلبه خواهد كرد.

اين موضوع سبب شد كه او تصميم بگيرد كه دخترش را به بزرگان ماد ندهد زيرا از اين ترس داشت كه دامادش مدعي خطر براي وي شود . دخترش را به(پارسها) كمبوجيه اول كه در آن زمان در جنوب غربي ايران حكومت داشتند شوهر داد .

ماندانا پس از ازدواج با كمبوجيه بار دار شد و شاه اينبار خواب ديد از شكم دخترش درختي روييده كه شاخ وبرگهاي آن زمين را پوشانيده كه مجدد براي وي تعبير كردند كه از ماندانا فرزندي بوجود خواهد آمد كه بر جهان غلبه خواهد كرد . وي دخترش را طلبيد و زاده ي وي را به هارپاگ(از بستگان و سپهسالار وي بود ) سپرد و دستور داد طفل رانابود كند .

هارپاگ هم مي دانست كه ممكن است روزي ماندانا انتقام فرزند خود بگيرد و  هم اينكه از سر پيچي از دستور شاه هراس داشت, بنابر اين كوروش را به يكي از چوپانهاي شاه به نام ميترادات (مهرداد) داد و از وي خواست بدستور شاه طفل را ميان جنگل رها كند .

چوپان فرزند را به خانه برد و همسر وي كه تازه صاحب فرزندي مرده شده بود به شوهرش اسرار ورزيد كه طفل را نگه داشته و فرزند مرده خويش را به جنگل برده و جسد تيكه شده وي را به هارپاگ دهند بدين ترتيب انها سرپرستي طفل را به عهده گرفتند .

يك روز كوروش كه پسر چوپان معروف بود با اميرزادگان بازي مي كرد و آنها كوروش را در بازي به شاهي قبول كردند و چون پسر آرتم(يكي از شاهزادگان)ازكوروش فرمانبرداري نكرد كوروش دستور داد وي را تنبيه كنند پسر آرتم نيز موضوع را به شكايت به پدر و پدر نيز به شاه گفته كه پسر چوپان فرزندش را تنبيه كرده . شاه نيز چوپان و كوروش را احضار كرده و از ايشان در خصوص عمل كوروش سوال كرده و كوروش نيز در پاسخ به شاه گفته آنها مرا به شاهي پذيرفتند چون او از من فرمانبرداري نكرد او را تنبيه كردم حال اگر شايسته مجازات هستم تصميم با شماست.

شاه از دلاوري كوروش و شباهتش با خود به فكر افتاده و چون زمان رها كردن فرزند دخترش به جنگل با سن كوروش برابر بوده آرتم را قانع كرده و از چوپان در خصوص پدر مادر كودك سوالاتي كرده و چون به جواب قانع كننده نرسيده تحت شكنجه از وي اعتراف گرفته و هارپاگ را احضار كرده و چون او چوپان راديد موضوع را فهميده و به شاه گفت مي خواستم هم دستور شما را اجرا كرده باشم و هم اينكه مرتكب قتل فرزند دخترت نشده باشم.

بدين ترتيب كوروش در دربار كمبوجيه اول اخلاق والاي انساني پارس ها و فنون جنگي و نظام پيشرفته آنها را آموخت و با آموزشهاي سختي كه سربازان پارس فرا مي گرفتند پرورش يافت.

گفتني است مرحوم علامه طباطبايي ذوالقرنين را كه قرآن از او به عنوان حاكمي عادل و نيك سيرت ياد شده كوروش كبير دانسته است .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:7 PM  توسط ژابیز  | 

به مناسبت روز جهاني كوروش بزرگ

 

 

آري در پس اين سايه هاي تاريك زمانه ياد بزرگان مي تواند قوت قلبي براي ما باشد . چه نيكوست كه اين يادمان ها با گرامي داشت ياد  پدر ايران زمين , پدر اين خاك پاك ,  كوروش بزرگ آغاز شود . اين مرد كه نه تنها در ميان ما ايرانيان بلكه در ميان تمام مردم اين كره خاكي شناخته شده است و به نيكي از او ياد مي كنند ,  چه خوب است ما فرزندان اين مرد بزرگ گام هاي بيشتري در اين راه بر داريم . اما شوربختانه چند گاهيست كه اين گراميداشت در بين خود مردم ايران كمرنگتر از كشور هاي ديگر شده است . بياييد بيش از پيش به ياد بزرگان باشيم و از گنجينه هايي كه براي ما ايرانيان به ارمغان آورده اند پاسداري كنيم تا بلكه گوشه ايي از خدمات آنان كه براي ما به يادگار گذاشته اند را قدرداني كرده باشيم.

خاطره ي كوروش در ذهن پارسيان به اندازه اي مورد تقديس و تقدير بود ,و همچنين سياست او در اداره كردن امور شهرها و اجراي حق و عدالت و دركش از منافعي كه هميشه به خانواده شاهي ارتباط نداشت بقدري براي ايرانيان مسلم بود كه پادشاه بزرگ براي هميشه در نظر ايشان بعنوان يك پادشاه واقعي باقي ماند ,  و رعايايش كه هم به خير و خوبي سلطنتش پي مي بردند و هم مي دانستند كه او نسبت به مغلوبان تا چه حد رئوف و با گذشت است و هيچگاه نه آنان را خوار و خفيف مي نمايد و نه براي ايشان ايجاد ترس و وحشت مي كند , از دل و جان دوستش مي داشتند.

خلاصه اي از اعلاميه آزادي و حقوق بشر كوروش بزرگ

مورخ دوست دارد كه در برابر چنين چهره ي والايي سر تعظيم فرود آورد و روي اصالت و نجابت او انگشت بگذارد ,  زيرا چنين پادشاهاني هر چند هم بتوان نظيرشان را در ميان ملتهاي ديگر پيدا كرد باز عده شان از تعداد انگشتان دست بيشتر نيست . اين شاهان با فضيلت و تقوا و علاقمند بي تكلف به خير و سعادت معاصران خويشتن را از تاريخ جدا مي كنند. اينان براي بر جا ماندن در وضعي كه بوده اند هيچ نيازي نه به شركت در مسابق ي صحنه سازي هاي جنگي دارند و نه به روياي دست يافتن به افتخار : براي آنان همين بس كه اداره كنندگان خردمند امور خير ملتهايشان بوده اند ,  هرچند آن امور خير در حد خود بهترين و مطلوب ترين نبوده باشند.

كوروش به آن دسته از قهرمانان پاك و بي غل و غش تعلق دارد كه براستي توانسته اند استحقاق مهر و محبت رعاياي خود را داشته باشند ; و براي همين است كه ايرانيان مدت ها پس از مرگ اين فرمانرواي بزرگ بايستي بگويند كه كوروش پدر بوده است .

نقش برجسته منسوب به كوروش بزرگ در پاسارگاد

گزنفون هم حق داشت كه نوشت : "ما مي دانيم كه كوروش , مورد اطاعت دورترين ملت ها بود ,  چه آنها كه فقط چند روز راه با او فاصله داشتند و چه آنها كه به قدر ماهها راه از او دور بودند ,  و حتي ملت هايي كه هيچگاه او را نخواهند ديد ,  و با اين وصف ,  همه بي آنكه مجبور باشند خود را به زير سايه ي قدرت او مي كشيدند. كوروش از اين نقطه نظر از همه ي پادشاهان ديگر , چه آنان كه به حكم قانون وراثت بر تخت سلطنت پدر خود مستقر شده اند و چه آنان كه به سعي و همت خويش به آن مقام دست يافته اند بسيار پيشي گرفته است."

تنديس كوروش بزرگ به مناسبت روز جهاني كوروش در سيدني استراليا

كوروش با همه ي علاقه و اعتقادي كه به اهورامزدا داشت هيچگاه در صدد بر نيامد كه وي را به ملتهاي مختلفي كه امپراتوريش را تشكيل مي دادند و افكار و اعتقادات مذهبيشان هيچگونه مطابقتي با پارسيان نداشت تحميل كند. او دين و آيينهاي رايج آسياي صغير و به خدايان بيشمار بابل احترام مي گذاشت. زئوس و مردوخ از آمدن او نگران نشدند ,  چون پيروانشان هنوز مي توانستند با اطمينان خاطر به معبد هاي ايشان بيايند و در جلو محرابشان به اداي مراسم نماز و دعا بپردازند . كساني كه مي بايست بيش از همه به خاطر اين سياست توام با گذشت و اغماض كوروش به خود تبريك بگويند يهوديها بودند. و در اين هيچ تعجبي نيست كه كوروش هم به معناي واقعي و هم مجازي منجي ايشان بوده باشد ,  چون در سايه لطف و محبت او بود كه اسرائيليان تبعيد شده به بابل توانستند به اورشليم برگردند تا در آنجا دوباره معبد يهوه را بنا كنند.

آرامگاه كوروش بزرگ - پاسارگاد

روحش شاد و يادش جاودان


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:4 PM  توسط ژابیز  | 

کوچکترین دختر دنیا

    کوچکترین دختر دنیا




























+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:1 AM  توسط ژابیز  |